از گرهی نقشی تا ساخت مجهول

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه شیراز

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی چگونگی شکل ­گیری جمله ­های مجهول در زبان فارسی، بر پایة نظریة پادتقارن­ پویا (Moro, 2000) و با روش کیفی می‌پردازد تا عامل به وجود آمدن این جمله‌ها را از دیدگاهی متفاوت مورد بررسی قرار داده و تبیین نماید. در این مقاله نشان داده می‌شود آن‌چه­ به ساخت مجهول معروف است، فرآوردة‌ جانبیِ گرهی نقشی، با عنوان گرة جهت با مشخصة [مجهول] است. گرة جهت، یک گروه کُنادی را به عنوان متمم خود انتخاب کرده و مشخصة [ف. تصریفِ] گروهِ فعلی سبک را به صورت مجهول، ارزش‌دار می­کند. در صورتی که این گره، با یکی از فعل‌های شدن، گشتن، آمدن و رفتن، پُر شده باشد؛ فعل به صورت اسم مفعول بازنمود می­یابد. بر این مبنا، فعل «شدن» نمی­تواند عامل مؤثری در شکل­گیری یا عدمِ شکل­گیری جمله‌های مجهول به شمار آید، بلکه این فعل، صرفاً یک نمود آوایی است برای گرهی نقشی با مشخصة [مجهول].  همچنین با توسل به فرضیة یوتا، نشان‌ می‌دهیم که حضور کنش‌گر در جمله‌های مجهول از آن­جا ناشی می‌شود که یگ گروه حرفِ­ تعریف در جایگاه مشخص‌گر گروه فعلیِ ­سبک و پیش از ادغام آن گروه فعلی با گروه کُنادی، ادغام شده‌است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

FROM A FUNCTIONAL NODE TO THE PASSIVE CONSTRUCTION

نویسنده [English]

  • ahmadreza sharifipur shirazi
چکیده [English]

 A Comprehensive & Extended Abstract
 By investigating the passive structures in Persian using a qualitative method in terms of the theory of Dynamic Anti-symmetry (hence, DAS) (Moro, 2000), we intended to examine the factors which trigger passive sentences; the study was done in a unified and different way. A passive sentence is a kind of unaccusative sentence which has an explicit/implicit external theta role as an agent; it`s the most eminent distinction between unaccusative and passive structure. Having studied the literatures, we understood that none of those previous studies, except Karimi & Osmani (2016), had explored the external theta role; they have considered an essential role for the verb /ʃodæn/ (to become) in passive structures, though. These facts persuaded the researcher to scrutinize the passive structure and provide an explanation for the presence of the agent and study the role of verb /ʃodæn/ (to become) in passive sentences. Meanwhile, according to DAS, we took movement as a symmetry breaking process, but not a process through which uninterpretable features can be checked.
We indicated that active and passive structures are alike. In other words, in both types of sentences we observed that in line with UTAH and Collins (2005), a DP, but not a by-phrase, merges (as an external argument) with a ⱱ in Spec-ⱱP and construct a ⱱP and another DP merges as the complement of this ⱱP. The first DP carries the agent theta role and the second one carries a theme theta role. This fact justifies the presence of an agent in passive sentences. In passive structure, this ⱱP then merges with a by-phrase, then this by-phrase merges with a Voice Phrase (hence, VoP) which is the result of the hierarchy of projection; this VoP is assumed to bear the passive feature and values the [u-infl.] feature of the light verb as passive. This light verb cannot value its complement as accusative; therefore, the [u-case] feature of the complement of the light verb is valued as nominative through the agreement with tensed passive (Voice) node and then, the complement can move to Spec-TP according to the principles of DAS. This ⱱP will be spelled out as the past participle unless the VoP is not filled by verbs such as "/ʃodæn/, /gæʃtæn/, /ɑmædæn/ and /ræftæn/".
Although previous studies have considered the verb /ʃodæn/ (to become) as a trigger for passive, we showed that according to Bateni (1969), Dabirmoghadam (1985) and Mansouri (2010) this verb is not the only verb which can appear in passive sentences and since there is no trace of such a verb in passive structures in Old and Middle Persian, this is crystal clear that /ʃodæn/ (to become) by no means triggers passive sentences, rather this verb is considered as a phonological representation of a Voice node bearing the passive feature. Therefore, this verb can be assumed neither a light verb nor an auxiliary one but something completely different (Bateni, 1969). According to the results of this study we argued that there is no such a structure as passive, but it is the emergent property of a functional node called Voice node.

کلیدواژه‌ها [English]

  • passive
  • voice node
  • functional node
  • dynamic antisymmetry
  • hierarchy of projection
  • by-phrase
  • verb /ʃodæn/
  • UTAH

انوشه، مزدک (1394). «مسئلة مجهول در زبان فارسی: رویکردی کمینه‌گرا». پژوهش‌های زبانی. دورة 6. شمارة 1. صص 1-20.

باطنی، محمدرضا (1348). توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی بر بنیاد یک نظریة عمومی زبان. تهران: امیرکبیر.

دبیرمقدم، محمد (1364). مجهول در فارسی. مجلة زبان­شناسی. شمارة 3. صص 31-47.

راسخ مهند، محمد (1386). ساخت ناگذرا در فارسی. زبان و زبان­شناسی. دورة 3. شمارة 5. صص 1-20.

رضایی، والی (1389). «نگاهی تازه به ساخت مجهول در زبان فارسی». پژوهش­های زبا­ن­شناسی. دورة 2. شمارة 2. صص 19-34.

صحرایی، رضا و رقیه کاظمی نهاد (1385). «تأملی در ساخت مجهول فارسی امروز». نشریه نثر پژوهی کرمان. شمارة20. صص 77-97.

کرباسچی، رزا و علی درزی (1388). جایگاه هسته گروه تصریف زبان فارسی. زبان­پژوهی. سال 1. شمارة 1. صص 99-141.

کریمی، یادگار و مژگان عثمانی (1395). «بررسی نحوی ساخت مجهول: رویکرد گذر­پنهانی». زبان­پژوهی. سال 8. شمارة 20. صص 99-124.

گلفام، ارسلان، سحر بهرامی خورشیدی و آری ورهاگن (1390). «فضای معنایی فعل شدن در زبان فارسی: نگرشی شناختی». پژوهش­های زبان و ادبیات تطبیقی. دورة 2. شمارة 4. صص 145-167.

منصوری، مهرزاد (1388). بررسی مجهول در زبان فارسی بر پایة رده­شناسی زبان. مجلة دستور. شمارة 5. صص156-170.

ناتل خانلری، پرویز (1369). تاریخ زبان فارسی، ج 2، تهران: نشر نو.

نغزگوی کهن، مهرداد (1389). افعال معین و نمایش نمود در زبان فارسی. ادب­پژوهی. دورة 4. شمارة 14. صص 93-110.

واحدی ­لنگرودی، محمد مهدی (1377). نگاهی به ساخت­های فعلی مجهول با شدن در زبان فارسی. فصل‌نامة مدرس علوم انسانی. شمارة 7. صص77-101.

وحیدیان کامیار، تقی (1371). بررسی صفت مفعولی و اهمیت آن در زبان فارسی. مجلة زبا­ن­شناسی. شمارة 18. صص 61-69.