نویسنده

چکیده

ابیات وصفی، قسمتی بزرگ از معلقات سبع را تشکیل می‌دهد. سرایندگان این قصاید، علاوه‏بر غرض‌های شعری خود، منازل یار، پدیده‌های طبیعی، مرکب، صحنه‌های نبرد و عناصری دیگر را توصیف کرده و به‏تصویر کشیده‌اند و به همین منظور و برای ملموس‏کردن تصاویر ادبی‏شان، این ابیات را با موسیقی مناسب، به‌ویژه موسیقی آوایی حروف همراه کرده‌اند. با توجه به اینکه در فرایند توصیف حسی، شاعر برای تأثیر بیشتر هدف خود، نیازمند ذکر دقیق اوصاف و احوال امور مورد نظرش است، اصحاب معلقات سبع در توصیف‌های حسی خود، از عنصر موسیقی بهرۀ فراوان برده‌اند تا طنین آوایی پدیده‌های مورد نظرشان را نیز برای شنونده محسوس کنند. از آنجا که موسیقی حروف بر‏خلاف وزن عروضی می‌تواند در هر بیت، با دیگر بیت‌ها متفاوت باشد، این هفت شاعر در ابیات وصفی خود، با استفاده از چیدمان مناسب حروف، به تقویت موسیقی و انسجام آوایی و تطابق آن با معنای مورد نظر خود پرداخته‌اند. در‏میان این هفت شاعر، امرؤالقیس و لبید از تطابق لفظ و معنی و موسیقی حروف بیشتری بهره جسته‏اند و تأثیر چیدمان حروف در شعر این دو شاعر، به‌ویژه در‏وصف طبیعت، بیش‏از بقیه‌ است. شاید دلیل این مسئله، وجود تعداد بیشتر ابیات وصفی مربوط به طبیعت در معلقه‌های ایشان و توجه زیاد این دو شاعر به طبیعت نسبت به دیگر اصحاب معلقات سبع باشد. عنتره و عمرو بن کلثوم نیز از موسیقی رزمی برخاسته از چینش هجایی و حروف، به بیشترین میزان استفاده کرده‏اند و موسیقی ابیات آنها در توصیف صحنه‌های نبرد، ملموس‌تر است؛ زیرا این دو شاعر، حروفی را به‏کار برده‌اند که در‏کنار یکدیگر، صدای به‏هم‏خوردن شمشیر‏ها و نیزه‌ها، و هیاهوی جنگ را تداعی می‏کنند. در‏مقابل شعر این شاعران، ابیات وصفی طرفه، زهیر و حارث از موسیقی حروف، بهره‏ای کمتر دارد و تطابق لفظ و معنا در شعر این سه شاعر، نسبت به بقیه، کمتر است. این مسئله دو دلیل مهم دارد: نخست آنکه این سه شاعر، در مقایسه با امرؤالقیس و لبید، به توصیف-های حسی طبیعت، چندان توجهی نکرده‏اند و دوم اینکه این شاعران، موسیقی شعر خود را بیشتر در وزن عروضی قرار داده‌اند

کلیدواژه‌ها